LEMMA	CLASS	GLOSS	STEM1	STEM2	STEM3	STEM4	TAGS
آوردن	V	bring	آورد	ار			
اَرزیدَن	V	value	اَرزید	اَرز			
اُفتادَن	V	fall	اُفتاد	اُفت			
اِنداختَن	V	throw	اِنداخت	نداز			
اومَدَن	V	come	اومَد	ا			
باروندَن	V	cause rain	باروند	بارون			
باریدَن	V	rain	بارید	بار			
بَخشیدَن	V	forgive	بَخشید	بَخش			
بُردَن	V	take	بُرد	بَر			
بَستَن	V	close	بَست	بَند			
بودن	BE	be	بود	هست	باش		
پاشیدَن	V	sprinkle	پاشید	پاش			
پُختَن	V	cook	پُخت	پَز			
پُختَن	V	cook	پُخت	پَز			
پُرسیدَن	V	ask	پُرسید	پُرس			
پُکیدَن	V	burst	پُکید	پُک			
پوشوندَن	V	cover	پوشوند	پوشون			
پوشیدَن	V	wear	پوشید	پوش			
تَراشیدَن	V	shave	تَراشید	تَراش			
تَرسوندَن	V	scare	تَرسوند	تَرسون			
تَرسیدَن	V	fear	تَرسید	تَرس			
تِرِکوندَن	V	spend	تِرِکوند	تِرِکون			
تِرِکیدَن	V	burst	تِرِکید	تِرِک			
تونِستَن	V	can	تونِست	تون			
جُنبیدَن	V	wag	جُنبید	جُنب			
جَنگیدَن	V	fight	جَنگید	جَنگ			
جوشوندَن	V	boil	جوشوند	جوشون			
جوشیدَن	V	boil	جوشید	جوش			
چِپوندَن	V	stuff	چِپوند	چِپون			
چَرخیدَن	V	rotate	چَرخید	چَرخ			
چَریدَن	V	graze	چَرید	چَر			
چَسبیدَن	V	stick	چَسبید	چَسب			
چُسیدَن	V	fart	چُسید	چُس			
چِشیدَن	V	taste	چِشید	چِش			
چِکیدَن	V	drop	چِکید	چِک			
خاروندَن	V	itch	خاروند	خارون			
خَریدَن	V	buy	خَرید	خَر			
خَندیدَن	V	laugh	خَندید	خَند			
خوابوندَن	V	put to sleep	خوابوند	خوابون			
خوابیدَن	V	sleep	خوابید	خواب			
خواستَن	V	want	خواست	خوا			
خوردَن	V	eat	خورد	خور			
خوندَن	V	read	خوند	خون			
دادَن	V	give	داد	د			
داشتَن	V	have	داشت	دار			
دِرَخشیدَن	V	shine	دِرَخشید	دِرَخش			
دُزدیدَن	V	steal	دُزدید	دُزد			
دوشیدَن	V	milk	دوشید	دوش			
دونِستَن	V	know	دونِست	دون			
دُویدَن	V	run	دُوید	دُو			
دیدَن	V	see	دید	بین			
رِسیدَن	V	arrive	رِسید	رِس			
رَفتَن	V	go	رَفت	ر			
ریدَن	V	shit	رید	رین			
زاییدَن	V	give birth	زایید	زا			
زَدَن	V	hit	زَد	زَن			
ساختَن	V	build	ساخت	ساز			
سوختَن	V	burn	سوخت	سوز			
سوزوندَن	V	burn	سوزوند	سوزون			
شاشیدَن	V	pee	شاشید	شاش			
شُدَن	V	become	شُد	ش			
شُستَن	V	wash	شُست	شور			
شِکَستَن	V	break	شِکَست	شکون			
شِکَستَن	V	break	شِکَست	شکَن			
شِناختَن	V	recognize	شِناخت	شناس			
شِناسوندَن	V	introduce	شِناسوند	شناسون			
شِنیدَن	V	hear	شِنید	شنَو			
فِرِستادَن	V	send	فِرِستاد	فرِست			
فَرمودَن	V	command	فَرمود	فَرما			
فُروختَن	V	sell	فُروخت	فروش			
فَهموندَن	V	make understand	فَهموند	فَهمون			
فَهمیدَن	V	understand	فَهمید	فَهم			
کَردَن	V	do	کَرد	کُن			
کُشتَن	V	kill	کُشت	کُش			
کِشیدَن	V	draw	کِشید	کِش			
گُذَشتن	V	pass	گُذَشت	گذَر			
گِرِفتَن	V	catch	گِرِفت	گیر			
گَشتَن	V	search	گَشت	گَرد			
گُفتَن	V	tell	گُفت	گ			
گوزیدَن	V	fart	گوزید	گوز			
مُردَن	V	die	مُرد	میر			
موندَن	V	stay	موند	مون			
نالیدَن	V	grumble	نالید	نال			
نِشَستَن	V	sit	نِشَست	شین			
نِشوندَن	V	cause to sit	نِشوند	شون			
نِوِشتن	V	write	نِوِشت	نِویس			
